غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
23
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گفتار در بيان خلافت و امامت آن مهر سپهر كرامت باتفاق علماء امم و اجتهاد فضلاء بنى آدم امر امامت و سرورى و منصب خلافت و دينپرورى بعد از فوت امير المؤمنين على متعلق به امام حسن رضى اللّه عنه بوده و هيچكس از اهل دانش و بينش و سالكان مسالك آفرينش درين باب طريق خلاف و عناد نهپيموده رباعى شاهى كه وجوب طاعتش بىسخن است * در لجهء فضل همچو در عدن است ذكرش سبب راحت اهل محن است * شايستهء مسند امامت حسن است و بثبوت پيوسته كه در صباح شبى كه حضرت مرتضوى با على درجات اخروى فايز شد امام حسن بر منبر بر آمده و بعد از اداء حمد و ثناء ايزد تعالى و ارسال درود بروضهء طيبهء مصطفى فرمود كه ايها الناس امشب از ميان شما مردى بيرون رفته است كه متقدمين مثل او نديدهاند و متاخرين مانند وى نخواهند ديد مردى بود كه چون رسول صلعم او را بجهاد ميفرستاد جبرئيل از جانب يمين و ميكائيل از طرف يسار مرافقتش اختيار ميكردند و تا صورت فتح و نصرت روى نمىنمود مراجعت نمىفرمود و در شبى متوجه درگاه احديت گشت كه موسى بن عمران و بقولى يوشع بن نون رضى اللّه عنه در آن شب وفات يافت و عيسى بن مريم سلام اللّه عليها در آن شب بر آسمان صعود كرد و همچنين يكيك از قضاياء كليه كه در آن ليله وقوع يافته بود تقرير فرمود ( ثم قال انا ابن البشير النذير انا ابن الداعى على اللّه باذنه انا ابن السراج المنير انا من اهلبيت اذهب اللّه عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا انا من اهل بيت افترض اللّه طاعتهم فى كتابه فقال لنبيه قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنى فالحسنة مودتنا اهلبيت ) آنگاه آن امام كرامت پناه منقبت دستگاه بنشست و عبيد اللّه بن عباس و بروايتى عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما برخاسته ( گفت يا معشر الناس هذا ابن نبيكم و وصى امامكم فبايعوه ) لاجرم حضار مجلس بامر مبايعت مبادرت نمودند و در اكثر كتب متداوله مسطور است كه اول دولتمندى كه بسعادت بيعت امام حسن عليه السّلام و التحيه استسعاد يافت قيس بن سعد بن عباده بود رضى اللّه عنهما و قيس در آن وقت گفت كه بيعت ميكنم با تو بكتاب رب الارباب و سنت حضرت رسالتمآب و جهاد با اهل بغى و عناد امام عالىنژاد فرمود كه جهاد با مخالفان و امثال آن داخل كتاب خدا و سنت مصطفى است احتياج بتصريح نبود بعضى از عقلا ازين سخن استدلال نمودند كه قرة العين زهرا با اعدا ميل محاربه ندارد و چون خبر فوت امير المؤمنين حيدر و بيعت امام حسن رضى اللّه تعالى عنهما بسمع معاوية بن ابى سفيان رسيد با شصت هزار كس متوجه عراق عرب گشت و امام حسن با چهل هزار نفر كه بمتابعت آنحضرت مبادرت نموده بودند از كوفه بعزم رزم معاويه توجه فرمود و چون دير عبد الرحمن از يمن مقدم شريفش غيرتافزاى دار جنان گشت قيس بن سعد بن عباده را مقدمه لشگر گردانيد و بنفس نفيس نيز از آن منزل كوچ كرده در ساباط مداين روزى چند ساكن